تمثیل - تاریخ: 1397/12/23 ساعت: 10:14
یادمان رفت گرده ای بودیم به عالم ذربی مقدار و ناتوان در قیاس هر چه که هست 1397
بهار 98 - تاریخ: 1397/12/23 ساعت: 10:14
بهار شالوده زیبایی ست سفره عش و عشاقی ست آلوده وصف نام بهارمچراکه پیغام خوش رهایی ست 1397
بلبل خرمایی - تاریخ: 1397/12/23 ساعت: 10:14
بلبل خرمایی نخلستان بازی مور در نیستان خوانندگی جیر جیر ک در مردابرقص برگهای افتاده بر آب ناز دادن باد بر گونه هایتلطف گرمای خورشید آشنایت برکه انتظار قطره داردز رود
ای دوست - تاریخ: 1397/2/30 ساعت: 15:27
در   پهنه    گرمای     دل     ای       دوست                                          آرزویی     دارم    در  
ساقی - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 7:06
تو بسان بلبلان سحر خیز نغمه خوان باش رهرو درویشی و لطف یزدان باش در پاسخ مستی مده شرلب را ، ان قریب ساقی زمستان و تو زیدی ، آسان باش 1375 + نوشته
دوست - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 7:06
دوست آواز سرو بلند زندگیست دوست پر سشگر راز ماندگار بندگی ست سر سلسله آواز پرندگان ست ، عشق لیک دوستی بازمانده از کبیر خشک زندگی ست 1395 + نوشته شده
خدابین - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 7:06
به میکده باز آی ، صفا بین راز محفل دوست ، آنجا بین هستی جملگی سر ازلی ست سجده گزار باش ، تا خدا بین 1382 + نوشته شده در سه شنبه دهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 8:58 توسط سید حسین حسینی |
بی نام - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 7:06
کنار درب آمدم با صدای زنگ عشق اما گوشم اشتباهی شنید، ناقوس کلیسا بود + نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 8:32 توسط سید حسین حسینی |
سوره نجم آیه 49 - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 7:06
و انه رب الشعری گویم ز سوره نجم به آیه ها یش گویم ستاره بود راستگویی را گفتاری زین سرودن هر بیت خوش مقالی استوار و براهینش سترده بر افلاک بسان آ
دوبیتی - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 7:06
مقدم شد مقدمه لحن پروازم تا ثریا رفتن و آن بند نوازم بند بند گفتارم سلسله آرزوست بی پیرایه گویم اوج خواستن ز رازم 1395 + نوشته شده در شنبه چهاردهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 11:6 توسط سید حسین حسینی |
باران و بارانی - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 7:06
باران و بارانی ، نغمه های پنهانی ز سوی تو می آید با ترنم پایانی چه گفتم ، ضابطه عشق و دوستی در عجبم چیست ، رابطه پنهانی بازیگر زن
خنده - تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 7:06
افق در آسمان با گل خنده است پاسداشت نعمتش افسونگر خوب و بد است باران الهی آن گونه که هست برترین موهبت خالق به بنده است 1396 + نوشته شده در سه شنبه هشتم فروردین ۱۳۹۶ساعت 9:43 توسط سید حسین حسینی |
درگاه حق - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 8:02
سبب هر چه بود ، شد پریشان خاطرم عرش ایزد بلرزید از غم جان کاه من صوفیان ره تنهایی و عزلت پیشه گرفتند عجبا ، چرا رقم خورد این گونه روزگار من با نومیدی و حسرت ، زمان را دیدم که میرفت ، ز پهلوی خونبار من اسف یار دل و گریه همسایه ام بود خداوندا تو می دانی ز این گم گشته زیبای م
خروش انقلاب - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 8:02
در آن زمان آتش و ظلم و فساد امتی بپا خواست با شعار عدل و داد در آن میان بدیدم یاوران رهبری که جان باخته بودند در برابر هر ظلم و ستمی ستم بود از برای طاغوت زمان که می نمود سلطه را بر من و بر همگان من که شدم روشن ز این سلطه آنان تیغی گرفتم و مشتی محکم با شعار عاشقان ز گذشت زمان شد جدالی در این میان
یاد ایزد - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 8:02
تو بیا و یاد خدا در دل گیر در دلها باش و نگاهها را بر گیر عاقبت ره دراز است و دل ناسازگار بنده ات مرده است و زدل پایدار جانم بود و امر عقلم این بود باکم بود و ترس قلبم دین بود دین بود از برای زندگی بر من این بود ره پاکی در خویشتن
عشق در تلاطم هستی - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 8:02
در آن خروش متلاطم هستی که آکنده بود زهر خوبی و پستی نوری پدیدار شد و آیتی آشکار حقی شکوفا شد و سخنی پایدار همایی بود بی کس و تنها که می داشت سخنی حق با شما و ما به هر دفتری خواندم و دیدم عاقبت این را یافتم و فهمیدم به هر کنجی رفتم و یاران بدیدم هر
قلب انسانی - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 8:02
دلی ندادم تا که گیرم دلی عاقبت دلداده میرد با تیغ شقی آنکه رازی بر خویشتنش دارد کیست؟ پیمانه ای بر لب و سینه ای افسرده دارد کیست؟ آن تنهاست و موجود کو چکی که لرزد ببادی از سوی شقی شقی بود نفس اماره اش ، ای یار تا دلی نگیرد ، دلداده ای نیابد ای یار ترسان
سر هستی - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 8:02
هر آنچه که گویم ز دیده گوشدار از عطشش سینه ستبر کن و شو بیدار ناله مکن ، فغان مکن ، آیینه صاف است بیراهه مرو ، پیمانه مگیر ، که آیینه همراه است قربانی مشو زوار حریم دل باش حق بستان و یار دیرینه دل باش همچو پروانه ، گرد شمع آفرینش بسوز جوینده باش ، همچو شمع در پی ایزد بسوز ایزدا من ندان
زمستان - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 8:02
به پاس خواستن ، از دلم پروازی آغاز شد عرش را در نوردید ، با گریستن هم یار شد حی بانگ زدم ، نیافتم یار را یارم که بود ؟ آن امام ع همام را صورتش جلوه گر همه زیبایی هاست در زمان خشم و افسردگی و حسادت ها ست جلوه دنیا با تمام جلوه گری هایش می نشیند در سینه ها بجای حب فردایش خواستن را همه در کسب نفس یابند
معلم و غم - تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 8:02
در آن روز غم آمد معلم خوشحال و خندان در کنارم معلم برد غم را زبرم با کلامش چون که آمد بهاری دوباره د ر پیامش بهارش آمد و بوی طراوت آورد دیده اش آمد و بوی شقایق آورد 1365

برچسب‌های مرتبط

درگاه حقوقی | درگاه حقوق قضايي | واصل درگاه حق | درگاه پرداخت حق بیمه تامین اجتماعی | درگاه پرداخت حق بیمه | درگاه پرداخت حق بیمه بانک ملت | درگاه پرداخت حق بیمه ملت | درگاه پرداخت اینترنتی حق بیمه | توبه به درگاه حق | دعا به درگاه حق