خرید بک لینک
باران و بارانی ، نغمه های پنهانی

ز سوی تو می آید با ترنم پایانی

چه گفتم ، ضابطه عشق و دوستی

در عجبم چیست ، رابطه پنهانی

بازیگر زن غلام در خویش است

مردانگی و مرید ره درویش است

نه بسان گفتار نه به کنج سیمایت بود

کردگارت ، آوازه هر گفتارت بود

در بزم من و تو ، سیاهی لبانت نشاید

آمیزش ناز ، در پهنه وجودت نشاید

گفتار نرمی ، بیانگر رازهای دل بود

لرزش خم ابروی هر چه عاقل بود

پنجاه و اندی ست روزه کنانم بشنو

منیتها را به زمره آوازم بشنو

بانگ من به تو این چنین است

از قافله ها گفتن و بادنیا اجین است

تو تنها نیستی ، یار قافله هستی

بی جهت آمدن و رفتن بی جا نیستی

بر دل خود گفتم بارها برو ، اندوهی آمد

بر سلسله جبال عشق پاییزی آمد

در حسرتم ، در دلم ، غمی حکمفرماست

راز من و تنهایی هنوز هم پا بر جاست

چرا او آشنای دل نباشد ، به اقامه ؟

دل شکسته و دوستدار هر نامه

بر من دعاست تنها بیان رفتارم

خوش خواستن و دوستی با خدایم

1395

+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 10:22 توسط سید حسین حسینی |

برچسب: نویسنده: رها کاشانی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1396 ساعت: 7:06

صفحه بندی