پشت پرده حمد
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 6:20
آنچه تاکنون درباره «حمد» منتشر شده است را در ادامه بررسی میکنیم.ب بسم الله آمد سراغم ، حمد خدا راچابک، نگاهی ساخت، زاندیشه نام خدا راز کنج غار حرا نغمه ان الحق می شنید اومحمد ص فرخنده حضرتش خواند جملگی ، کلام خدا راز گفتار آورده در دست جبرییل ملکحکم آخر بود ، مکتوب ، احد، خدا راهر آنچه می نمود رسم ...
روایت تازه از کنگره عاشق و معشوق
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 6:20
در این مطلب، جزئیات مربوط به «کنگره عاشق و معشوق» ارائه شده است.در کنگره عاشق و معشوق به دنبال چه هستیهمه در صف معشوقند،تو گرفتار که هستی؟می شود نام برد ، تا که نامدار شود چو باد صبابه عهد باستانی ام قسم ،منتظر ناز که هستی؟چو لولوی شیرین سخن ، نغمه خوان سحر باشتا که تاجی نهم بر سرت،نظر به لطف که بست...
کوچه آقاقیا در کانون توجه
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 6:20
آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «کوچه آقاقیا» را در ادامه بخوانید.بوی خوش رایحه دوستی می طراوت،به کوچه آقاقیاصبح که گذر کردم صحبت گل بود،به کوچه آقاقیابازار شادی رهنمون بود ما را تا آسمان خیالما را بس،باد بهاری نوازش گرست،به کوچه آقاقیاهر آینه لطف و راحتی چو باغی در جنان بودهنگام خروج عطر زقوزه تراب،ب...
آنچه باید درباره نقطه سر خط بدانید
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 6:20
نقطه سر خط آخرین اطلاعات منتشرشده درباره «نقطه سر خط» را در ادامه بخوانید. کشان کشان سخن از آواها گویند،نقطه سر خط بر خود تمثیل وفاق دلها گویند نقطه سر خط بار گنه تا به کی زاندرونی کنم بیرون آن که کیمیا کند خاک ،دم مسیحا گویند،نقطه سر خط بر طبیبان سر کوی و برزن ،مدعی درمانگری بود درمان درد ما را به ...
آنچه باید درباره بچه گانه هایم بدانید
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 6:20
بچه گانه هایم در این مطلب، جزئیات مربوط به «بچه گانه هایم» ارائه شده است. بچه گانه های من ظهور ابرو باران بود نمایانگر زیبایی های بی مثال جانان بود در پس پرده گویای شادی و سرور ارمغان جاودانگی ز بهاران بود رقص سایه و آفتاب به دالان عشق طعنه بیماری ز جان و جانان بود افسوس که جفا،مشق شبی باشد گر چه غم...
گزارشی از شکر
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 6:20
در این مطلب، جزئیات مربوط به «شکر» ارائه شده است.شاکرم،شکر او کنم در همه حالبینم نفس دولت یارزین قالشراب و می بی غل و غش،خوش دارهمو باشد الگوی رفتار ناکسان،بسیارز کمند نیستی رهانیدی وجود خویشهزار شکر هست خداوندگار را بیشبر کنگره معنا یافتم عالم خلقتشیک به یک چگونه شمارم آغاز و آخرشبا من مگو حد آنچه ...
ماجرای حکیم فردوسی
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 6:20
در این مطلب، جزئیات مربوط به «حکیم فردوسی» ارائه شده است.چو فردوسی زاده در این دیار باشدغروری که لبانم آمیخته به بوی عنبر باشدحال چه سرو صورتی نگارند ،شمیم را آدمیاناین خود شایستگی ست ،ملتی دلاور باشدبزم من وتو می طلبد سفره دل ما راکه حکیم فردوسی آوازه همه اعصار باشدگر رستم وسهراب افسانه پهلوانی را ...
تولد ی دیگر
-
تاریخ: 1403/5/16 ساعت: 13:07
آسمان شکافت و مرغ باغ ملکوت نمایان شدبالی بگسترانید و شاهنشه آسمان خیال شدسیاهه را نزد صاحب خراماتی میخانه عیان کردبا قیل و قال بچه گانه پا در ورطه زمین و زمان کردحرم گرما در شهرور پنجاه نفس را شمارنده داداهل زمین و آسمان بر خود همایی را پاینده دادنامش نگو ، یکه تازی داشت ارض و سماء راموهبت خدا بود ...
آخرین غزل
-
تاریخ: 1403/5/16 ساعت: 13:07
سر انجام قرعه به نام قرآن کریم خدا افتادشگفتی ساخت جان و جهان را یکسره به کامم افتادصلاح هر جنبنده ای ثبت بر دفتر حاکم باشدپس چرا ابلیس لعین ز عرش به زیر افتادبر مسیر ناز و نعمت دنیا ، توکل کند چارهحدیث مفصل خواهد،چرا حلقه آرزو در گیسو افتادعمریست بر نوک پرگار کامیابی می دیدم خود رابازی من و تو چرا ...
غزل خدا حافظی
-
تاریخ: 1403/5/16 ساعت: 13:07
خدا حافظ ای روح سر گردان باقی در حریم عشقنمایانگر روزهای سر گشتگی و نام آرام عشقسرشت دلدادگی خود سخنی خواهد به مقدار زمانبی نصیب ، کی تواند طلبد گوهر مرام عشقحسرت و اندوه زمانه خوری چو قد نداد وصالاین که بزمی نشاید تبسم ، جملگی ز آلام عشقبر کوی اندیشه خیز و داغ دلدادگی تو را چه سود؟ورنه اگر سازد و چ...
دشت سکون
-
تاریخ: 1403/5/5 ساعت: 5:01
آیا می شود دشت سکون دشت جدایی باشدافسوس لحظه ها را در خود جای داده باشدآیا می شود لاله های سر بر آورده ز خاکپیغام دوستی را با نگاه عارفان بازی داده باشدآیا می شود زنبور نشسته بر سینه گلطراوت گیرد و جایگزین ذمیمه داده باشدآیا می شود پرنده خود سپرده به باد بهاریآوای خوش را به افسانه ها داده باشدآیا می...
خاطره
-
تاریخ: 1403/5/5 ساعت: 5:01
بگذار بگویم از گذر واپسین لحظه هاثانیه ها و دقایق، هنگام مردن خاطره هاسروش و همدلی نگار نازم بود ،هیهاتدر میان ساقیان زدی بر خرمن عاطفه هابر شبستان همیشگی خلوت شده روزی رسانفقیه عادل رساندحکم به خورجین قافله هاسفر همی بایدش کج روی ،تا که یابد دانایی رانکته همین جاست ، رسم عقل است در نهان اندیشه هاجس...
زندگی
-
تاریخ: 1403/5/5 ساعت: 5:01
زندگی آتش شیدایی به خرمن دل ریختن است بساط شکوه چیدن و با دوستان ماندن استآشفتگی دارد ز آلام رفیقان سر برزنخود دانم حبت به پیمانه خاطر ریختن استنسیم خنک بهاری یاد آرد آن گفته ز حافظ راکه دیده باز شود ، پیکر بد خواهی زدودن استدلیل معشوقی معشوق به کدامین وصلت باشدخجسته دانستن لقاء اوست ، مستی و مستی ک...
برج ناهید
-
تاریخ: 1403/4/20 ساعت: 11:54
تو بخوان بر من قصیده رهایی زخصم رااز سرو و چمن و کوه ، سر آغازی دگر رااز حکیم دانای هستی آیت هایی ست بر ماصاحب اندرونی خواهد زلال اندیشه ها راگرت بیماری کشی ز حجم بلا در این روزگارخود نزاری کرده ای بر خویش و دگر راچو رندانه ، سر دادی ولنگاری را بجای طربچو ساده باشد آرزوی سلامتی ز ایزدش آنرابرد تیغ ه...
آینه
-
تاریخ: 1403/4/20 ساعت: 11:54
آینه از آن که بود تا رخ زیبای تو بیندچهره مینای تو را ، نهالی ،غرق تنمنای تو بیندآیین روزگاران ، شعر وصال من و توست چاره ، گر فرصتی دهد ما را ، هیئت سیمای تو بیندتا برد شکوه ای گدای سر بام بر شاهنشه یارکوی می فروشان صنمی ست گرش سودای تو بینددلا کنون وقت سوختن ز آتش درون استبیا رقص آفتاب و سایه سازیم...
شبنم صبحگاهی
-
تاریخ: 1403/4/20 ساعت: 11:54
مگر می شود شبنم از آغاز ،خواب گل بیندنفس را در سینه حبس و گفته ز دل بیندبه نماز خواهد ایستاد آن قطرات صبحگاهی آسمان را تعظیم و خود را یکسره خجل بینددر دمادم بازی آسمان و خاکطوطی صفتی را ، شبنم بدین شکل بینددر پس آینه ، سیمای نزارم بین ، لیکمژده به دولت سحر و جملگی اهل وصال بیندهاتف از غیب فرا خواند ...
ناکسان
-
تاریخ: 1403/3/6 ساعت: 12:35
ناقه دوستی را سر سلسله مقام جان کردمتجارت عشق ، افزونتر ز خود بیان کردم به گرمای عشق ، با تو سخن گفتم ای یارخلاف مذهب عشق ، ترانه نثار جانان کردمز بزم شبانه خود غافل بودم و خوابمراد خویش ، به درگاه لاله و مرجان کردمهر صبح و شام خاطره ها مرور گرم بودغافل از این که اعتماد به ناکسان کردمدر مکتب هم دلی ...
دوری
-
تاریخ: 1403/3/6 ساعت: 12:35
مرا با دوری خود تا کجا ها کشاندیکشان کشان تا مرز جنون دل راندیغصه غم دوریت بود همدم لحظه هایمچرا به زلف خوشم ، نغمه جدایی خواندیبه زمره تنهایی در آمدم دمی نزدمبه عمق وجودم ، یار ، به یادگاری ماندیگفتی آوای قوی عاشق را در مردابشنیدم اما تو به روی خود تاب نیاوردیندانسته کردی دلم را هزینه آفتاب خودتعاق...
واپسین روز
-
تاریخ: 1403/1/21 ساعت: 14:30
برطبل بازیگری زندگی روزگارانی گذر کردمناقه دوستی را از زندگی خود برون کردمبر تنهایی دل و قلب ، مهر فراموشی زدمسوگند به آفتاب که رختی دگر بر تن کردمطمع نداشتم تو را تا اینکه مهر دلم شکسته شدمرغ دل پر کشید و ناگه ،اندوه ،جایگزین کردمعتاب آمد که ای خردمند آگه به روز ازلمسیحا دمی که نفس را بشارت آن کردم...
تنهایی
-
تاریخ: 1402/10/21 ساعت: 13:28
بر کدامین مزار باید گریست؟ تا که تنهایی را!بر کدامین اسطوره طریق عشق درد هجران فردا را؟صحبت گل ز ترنم بلبل و پروانه بود مگر می شود تنهایی ، چگونه هجران؟منال سوادنامه ام شکر بود و اوبه انتظار سرای دگرم خاکدانم زاوسودای رفتن چه انتظاریست وه؟!شفق از افق دل شده مروت این و اوهشیاری نخواهد،گرمی لطف تراوش ...