خرید بک لینک
زندگی آتش شیدایی به خرمن دل ریختن است

بساط شکوه چیدن و با دوستان ماندن است

آشفتگی دارد ز آلام رفیقان سر برزن

خود دانم حبت به پیمانه خاطر ریختن است

نسیم خنک بهاری یاد آرد آن گفته ز حافظ را

که دیده باز شود ، پیکر بد خواهی زدودن است

دلیل معشوقی معشوق به کدامین وصلت باشد

خجسته دانستن لقاء اوست ، مستی و مستی کردن است

مست تو باشم و خراب در میخانه یارم

میخوارگی نه آن باشد نکته را نکته رعایت کردن است

بر در خاک پاشیده بر زلف خمورم ، دانی ؟

آسوده پندارم نکته ها را چو آب روان غلتیدن است

جهدی اندر میان تقوا پیشگان مانده بر سجاده

ز آفاق رها و ز ایزد ، مائده خواستن است

جام جهان نمای آرزوها ی بر لوح آرش که بود

اسرار نبشته بر عرش ، به انتظار فرج ماندن است

در ظلمت شب ، رسالت حق به زیبایی آفتاب

برگشته خاطرم ز سرزمین اهورایی که نامش بر من است

 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم تیر ۱۴۰۳ساعت 14:36&nbsp توسط سید حسین حسینی - حسام  | 

برچسب: نویسنده: رها کاشانی تاريخ: جمعه 5 مرداد 1403 ساعت: 5:01

صفحه بندی